@تحسين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحسين بيش از حد تشويق و تحسين کردن تحسين کردن تحسين کننده تحسين حضار تحسين خود تحسين و شادى شايان تحسين صداى سوت حاکى از حيرت يا تحسين قابل تحسين مربوط به تحسين و تمجيد