@تحقيق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تحقيق اهل تحقيق اهل تحقيق و تتبع اهل مطالعه و تحقيق با اطلاع تحقيق پذير تحقيق کردن تحقيق کننده تحقيق در عمليات تحقيق علمى تحقيق و باز جويى کردن جلسه بحث و تحقيق در اطراف موضوعى ... جلسات بحث و تحقيق شرکت مى کند قابل تحقيق مامور تحقيق