@تخفيف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخفيف با تخفيف فروختن بليط با تخفيف تخفيف بانکى تخفيف جرم تخفيف دادن تخفيف دادنى تخفيف داده نشده تخفيف دار تخفيف درد تخفيف درد و غيره تخفيف دهنده تخفيف دهنده درد تخفيف زياد تخفيف زياد دادن تخفيف عمده از طرف ... تخفيف فاحش دهنده تخفيف ناپذير تخفيف نيافته تخفيف يابنده تخفيف يافتن رکاب تخفيف صدا مسافرت کردن با بليط تخفيف دار وسيله تخفيف و تضعيف چيزى