@تخم@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخم خربوزه تخم قند خوابيدن روى تخم ... گاو مخلوط با تخم مرغ و شير ... برنج جوشانده و تخم مرض ... نان و پنير و تخم مرغ ... مرکب از زرده تخم مرغ و گوشت ... داراى تخم و بذر داراى ميوه يا تخم بسيار دانه يا تخم ميوه هايى مثل سيب ... آرد برنج و تخم مرغ شبيه فرنى ... از سرشير و تخم مرغ پخته و ... دوباره تخم افشاندن روى تخم خوابيدن روى تخم نشستن روى تخم نشين زرده تخم مرغ زرده تخم مرغ که با ... زرده تخم مرغى سپر دراز يا تخم مرغى روم قديم ساختمانى که از تخم رسيده مشتق مى ... سالاد پياز داغ و تخم مرغ و ماهى سراز تخم درآوردن سفيده تخم مرغ سفيده تخم مرغ و شکر ... سفيده ى تخم مرغ واژه هاى شامل تخم ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}