@تخم@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخم سلول تخم سلول موجد تخم ... سلولى نامساوى تخم ايجاد مى ... ... کره و زرده تخم مرغ و آب ... سيب تخم دار شکر و تخم مرغ روى شيرينى صداى مرغ درحالت تخم گذارى عضو مولد تخم يا هاگ قابل تخم گذارى لقاح تخم و شروع رشد جنين لقاح دوياچند تخم در يک تخم ريزى لوبياى تخم درشت باغى ... چسبيده به تخم پنبه را ... محفظه تخم محل تخم گذارى محل تخم ريزى ماهى مخلوط زرده تخم مرغ و شير ... خرچنگ و زرده تخم مرغ و قارچ ... مربوط به زرده تخم مرغ مرغ تازه تخم کرده موقع تخم کارى نان برشته تخم مرغ دار ... شير با زرده تخم مرغ و غيره نان سوخارى نان خشک تخم مرغ دار ... شکر و زرده تخم مرغ و بادام واژه هاى شامل تخم ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6