@تخم@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخم سلول تخم سلول موجد تخم ... سلولى نامساوى تخم ايجاد مى ... ... کره و زرده تخم مرغ و آب ... سيب تخم دار شکر و تخم مرغ روى شيرينى صداى مرغ درحالت تخم گذارى عضو مولد تخم يا هاگ قابل تخم گذارى لقاح تخم و شروع رشد جنين لقاح دوياچند تخم در يک تخم ريزى لوبياى تخم درشت باغى ... چسبيده به تخم پنبه را ... محفظه تخم محل تخم گذارى محل تخم ريزى ماهى مخلوط زرده تخم مرغ و شير ... خرچنگ و زرده تخم مرغ و قارچ ... مربوط به زرده تخم مرغ مرغ تازه تخم کرده موقع تخم کارى نان برشته تخم مرغ دار ... شير با زرده تخم مرغ و غيره نان سوخارى نان خشک تخم مرغ دار ... شکر و زرده تخم مرغ و بادام واژه هاى شامل تخم ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}