@تخم@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخم هر بار يک تخم گذار ... نطفه به درون تخم جانور ... تخمدان يا زرده تخم مرغ وابسته به دوران رشد تخم يا نطفه وابسته به رويش تخم ... لوله رحمى يا گذرگاه تخم ... درمرحله قبل از تخم گذارى واژه هاى شامل تخم ـ (132) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6