@تخمدان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخمدان التهاب تخمدان بى تخمدان بى تخمدان کردن تخمدان خاردار تخمدان سوسک داراى تخمدان داراى يک ساقه تخمدان در کيسه يا تخمدان قرار دادن سلول يا حفره تخمدان مرکب مربوط به تخمدان ... جسم زرد تخمدان يا زرده ... واقع بر روى تخمدان ... غشاء نازک تخمدان گياهان