@تخمير@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تخمير گياه خيسانده که هنوز تخمير نشده ... که در اثر تخمير و يا به ... ... جوشاندن و تخمير آبجو ساختن تخمير کردن تخمير کننده تخمير سنج تخمير شدن تخمير شناسى دستگاه اندازه گيرى قدرت تخمير قند متبلور و غير قابل تخمير ماده تخمير مبحث تخمير و شناسايى مخمرها مبحث عمل تخمير در شيمى عملى ... که با مالت تخمير مى شود