@تدريجا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تدريجا تدريجا کاهش يافتن تدريجا تحليل رفتن تدريجا ضعيف شونده تدريجا عمل کردن يا شدن تدريجا متوقف کردن کار يا توليد تدريجا متوقف شدن تدريجا محو کردن تدريجا محو شدن