@تدريس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تدريس تدريس کردن تدريس کننده تدريس در مدرسه حق تدريس ... در انگلستان تدريس مى شده مکتب و روش تدريس افلاطونى ماشين تدريس معلمى يا تدريس کردن ... افلاطون در آن تدريس مى کرده است وابسته به تدريس هنرهاى فنى ...