@تر@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تر غنى تر کردن ... يک مصرع کوتاه تر که هر يک ... متواضع تر ... رتبه پايين تر از دادستان ... ... به مواد ساده تر و قابل جذب ... ... نيم پرده کوتاه تر از نت اصلى ... نسبتا تر ... شکلى به صورت کوچک تر نيم تر وخيم تر وسيع تر کردن واژه هاى شامل تر ـ (61) : 1 , 2 , 3