@تراش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تراش پوست تراش پيکر تراش چوب تراش گشت ماشين تراش کارخانه تراش آلت تراش اسکنه ماشين تراش اشکال تراش با چکش تراش دادن و به ... تراش کار تراش کارى تراش دادن تيغ خود تراش سنگ تراش سنگ تراش بردار سنگ مخصوص تراش ... چوبى متصل به چرخ تراش صفحه لعل تراش صورت تراش قلم ماشين تراش لعلى که تراش محدب داشته باشد ماشين تراش ماشين يا تيغه تراش پوست خام مداد تراش