@تراوش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تراوش آب از دهان تراوش شدن بخارج تراوش کننده به وسيله تراوش تجزيه کردن تراوش کردن تراوش کننده تراوش به وسيله ريزش تراوش داخلى تراوش طبيعى درجه نشر و تراوش نيروى موجى ... داراى عمل تراوش مايع مى ... ... جلوگيرى از تراوش باران