@تربيت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تربيت ... از تعليم و تربيت خود مى کردند غير قابل تربيت مردمان محترم و با تربيت نگاهدارنده و تربيت کننده مرغان ... وابسته به تربيت وابسته به تعليم و تربيت وابسته به فن تربيت حيوانات واژه هاى شامل تربيت ـ (32) : 1 , 2