@ترتيب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترتيب پاره ترتيب کنترل ترتيب اشتباه در ترتيب حقيقى وقايع ... برنامه تلويزيونى ترتيب دادن به ترتيب الفبا نوشتن به ترتيب مرتب کردن به ترتيب نشان دادن به طور بى ترتيب بى ترتيب بى ترتيب کردن بى نظم و ترتيب تحت نظم و ترتيب در آوردن ترتيب گذارى ترتيب کارها را معين کردن ترتيب کاهنده ترتيب آهنگ ترتيب تلفيقى ترتيب جاى بازيکنان فوتبال ترتيب جزيى ترتيب دادن ترتيب دهى ترتيب زمانى وقوع ترتيب زنگ زدن ساعت ... ترتيب زنگ هاى موسيقى ترتيب سنج واژه هاى شامل ترتيب ـ (51) : 1 , 2 , 3