@ترتيب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترتيب پاره ترتيب کنترل ترتيب اشتباه در ترتيب حقيقى وقايع ... برنامه تلويزيونى ترتيب دادن به ترتيب الفبا نوشتن به ترتيب مرتب کردن به ترتيب نشان دادن به طور بى ترتيب بى ترتيب بى ترتيب کردن بى نظم و ترتيب تحت نظم و ترتيب در آوردن ترتيب گذارى ترتيب کارها را معين کردن ترتيب کاهنده ترتيب آهنگ ترتيب تلفيقى ترتيب جاى بازيکنان فوتبال ترتيب جزيى ترتيب دادن ترتيب دهى ترتيب زمانى وقوع ترتيب زنگ زدن ساعت ... ترتيب زنگ هاى موسيقى ترتيب سنج واژه هاى شامل ترتيب ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}