@ترتيب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترتيب ترتيب شمار ترتيب صعودى ترتيب فزاينده ترتيب قرار گرفتن ترتيب قرار گرفتن دستگاه عروقى ترتيب لغت نويسى ترتيب مبسوط ترتيب نزولى ترتيب هم آهنگى ترتيب هميشگى ترتيب واژه ها ترتيب وقوع کلمه در ... ترتيب وقوع قوافى در بند شعرى داراى تسلسل يا شماره ترتيب داراى نظم و ترتيب سنگچينى بى ترتيب شماره ترتيب علم ترتيب تاريخ ... که بدين ترتيب نگاه داشته ... قبلا ترتيب دادن قبلا وقوع امرى را ترتيب دادن مربوط به ترتيب کتب مقابله ترتيب نظم و ترتيب نوبت و ترتيب واژه هاى شامل ترتيب ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}