@ترتيب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترتيب ترتيب شمار ترتيب صعودى ترتيب فزاينده ترتيب قرار گرفتن ترتيب قرار گرفتن دستگاه عروقى ترتيب لغت نويسى ترتيب مبسوط ترتيب نزولى ترتيب هم آهنگى ترتيب هميشگى ترتيب واژه ها ترتيب وقوع کلمه در ... ترتيب وقوع قوافى در بند شعرى داراى تسلسل يا شماره ترتيب داراى نظم و ترتيب سنگچينى بى ترتيب شماره ترتيب علم ترتيب تاريخ ... که بدين ترتيب نگاه داشته ... قبلا ترتيب دادن قبلا وقوع امرى را ترتيب دادن مربوط به ترتيب کتب مقابله ترتيب نظم و ترتيب نوبت و ترتيب واژه هاى شامل ترتيب ـ (51) : 1 , 2 , 3