@ترد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترد چيز خشک و ترد کلوچه ترد ترد کردن ترد کردن گوشت با خيس ... ترد و شکننده ترد و نازک خواباندن گوشت براى ترد و نازک کردن ... داراى پوسته ترد و شکننده روغن ترد کننده روغن ترد کننده شيرينى و غيره نوعى نان شيرينى ترد زنجبيل دار