@ترديد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترديد با ترديد با شبهه و ترديد سخن گفتن بدون ترديد بدون ترديد راى بى ترديد ترديد پيدا کردن ترديد کردن ترديد کردن در ترديد کننده ترديد آميز ترديد داشتن ترديد راى در ترديد بودن شک و ترديد قابل ترديد مورد ترديد