@ترس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترس پر از ترس و بيم از ترس دولاشدن از روى تعجب و يا ترس نگاه کردن اضطراب و ترس ناگهانى ايجاد ترس و وحشت در مردم بدون ترس بى ترس بيگانه ترس بيزارى و ترس از انگليسها ترس آور ترس از بلندى ترس از درد ترس از مکان هاى شلوغ ترس بيخود ترس بيم از خود ترس داشتن از ترس زياد ترس ناگهانى ترس ناگهانى يک گله اسب حاکى از ترس ... پوست در اثر سرما يا ترس فرار و اختقا از ترس توقيف مايه ترس و وحشت مرض ترس از آب مرض ترس از فضاى تنگ و محصور واژه هاى شامل ترس ـ (27) : 1 , 2