@ترسيم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترسيم کاغذ اعلى مخصوص ترسيم و طراحى ... ترين خط ترسيم شده بين ... آلت ترسيم بيضى ... حرکات قلب را ترسيم مى کند بمقياس کوچکترى ترسيم کردن ترسيم کردن ترسيم آمارى ترسيم بانقطه ترسيم خط ترسيم مکانيکى ترسيم نمودن خط کش مخصوص ترسيم خطوط موازى فن ترسيم نقشه مربوط به نقاشى يا ترسيم منحنى ترسيم شده بر نقطه ... منحنى هاى ترسيم شده بوسليه ...