@ترکه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترکه ترکه اى ترکه براى ساختن سبد ترکه بيد ترکه غير منقول ترکه مانند ترکه يا چوب کوتاه جاروب ترکه اى داراى شاخه و ترکه هاى خم شونده ساخته شده از ترکه سبد ترکه اى ... ساخته شده از ترکه نرم وابسته به امين ترکه