@ترکيب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترکيب ترکيب چهار اکسيژنى ترکيب کردن ترکيب کردن يا شدن ترکيب کلوريد با جسم بسيط ديگر ترکيب کننده ترکيب اشباع نشده ترکيب اضافى ترکيب با کربن ترکيب با آمونياک ترکيب جوهر نمک دار ترکيب خواب آور ترکيب داراى چهار اتم اکسيژن ترکيب دهنده ترکيب دو استخوان و ... ترکيب دو ظرفيتى که ... ترکيب دو ظرفيتى سيليکون ترکيب دوتايى ترکيب دوعبارت با يکديگر ترکيب زهردار ترکيب سرمايه شرکتى را ... ترکيب سه بنيانى ترکيب شدن ترکيب شده ترکيب شونده ترکيب شيميايى داراى سه ملکول آب واژه هاى شامل ترکيب ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}