@ترکيب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ترکيب ترکيب چهار اکسيژنى ترکيب کردن ترکيب کردن يا شدن ترکيب کلوريد با جسم بسيط ديگر ترکيب کننده ترکيب اشباع نشده ترکيب اضافى ترکيب با کربن ترکيب با آمونياک ترکيب جوهر نمک دار ترکيب خواب آور ترکيب داراى چهار اتم اکسيژن ترکيب دهنده ترکيب دو استخوان و ... ترکيب دو ظرفيتى که ... ترکيب دو ظرفيتى سيليکون ترکيب دوتايى ترکيب دوعبارت با يکديگر ترکيب زهردار ترکيب سرمايه شرکتى را ... ترکيب سه بنيانى ترکيب شدن ترکيب شده ترکيب شونده ترکيب شيميايى داراى سه ملکول آب واژه هاى شامل ترکيب ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4