@تزيينات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تزيينات گچ برى و تزيينات نزديک سقف تجملات و تزيينات تزيينات پرده اى تزيينات آويختنى کليسا تزيينات برجسته تزيينات تازه کردن تزيينات خطاطى و غيره تزيينات ديوارى تزيينات صدف مانند تزيينات طومارى شکل تزيينات مخروطى شکل سر ... تزيينات معمارى روى قرنيس ... تزيينات نگارشى تزيينات هنرى روى ظروف ... تزيينات و نقش و نگار ... تزيينات يا خصوصيات خط نويسى شخص تودوزى و تزيينات داخلى اتومبيل داراى زوائد و تزيينات نقوش و تزيينات اطراف يک ... وابسته به تزيينات برجسته سه ترک يکرشته تزيينات موجى ساختمان