@تسريع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تسريع ... تيامين را تسريع مى کند تسريع کردن تسريع کردن در تسريع کننده انعقاد خون تسريع ردن تسريع شدن تسريع شده تعجيل يا تسريع کننده ... تقويت و تسريع ذرات بار ... ميوه آورى را تسريع کردن