@تسکين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تسکين تسکين پذير تسکين بخش تسکين دادن تسکين دادنى تسکين دهنده تسکين نا پذيرى تسکين ناپذيرى تسکين ندادنى تسکين نيافتنى داراى اثر تسکين دهنده داروى تسکين دهنده غير قابل تسکين قابل تسکين مايه تسکين مرهم تسکين دهنده موقتا تسکين دهنده وابسته به تسکين يا دلجويى