@تشخيص@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشخيص ... خون براى تشخيص وجود ميکروب ... تجزيه جهت تشخيص اجزا متشکله ... تشخيص پذير تشخيص دادن تشخيص دادن قبلى مرض تشخيص دادنى تشخيص دهنده تشخيص دهنده قبلى مرض تشخيص دهنده ى مرض تشخيص علائم گمراه کننده مرض تشخيص عيب تشخيص فرد در جمع تشخيص قبلى مرض تشخيص ناخوشى تشخيص هويت تشخيص هويت دادن تشخيص و تعيين ماليات ... بيمار پس از تشخيص يا درمان حس تشخيص ... براى تمايز و تشخيص به کار رود ... جفت خود قابل تشخيص نيست عدم تشخيص غير قابل تشخيص غير قابل تشخيص در معاينات ... فاقد حس تشخيص واژه هاى شامل تشخيص ـ (34) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}