@تشخيص@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشخيص فن تشخيص امراض از روى ... قابل تشخيص قوه تشخيص متخصص تشخيص مرض متصدى تشخيص و تعيين نشان ... ... خانواده براى تشخيص مرض و ... نشان تشخيص وابسته به تشخيص ناخوشى ... بالينى قابل تشخيص نشده باشد واژه هاى شامل تشخيص ـ (34) : 1 , 2