@تشکيل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشکيل ... هاى مختلف تشکيل شده باشد ... از دو واحد تشکيل شده است ... هاى منفردى تشکيل يافته است ... نخ پشم را تشکيل مى دهد ... که نتيجه آن تشکيل ابر و بارندگى ... ايجاد و تشکيل گويچه هاى ... ايجاد و تشکيل مواد آلى ... ... ذره بزرگترى تشکيل دادن ... واحد فرعى تشکيل مى دهند ... و بوم که تشکيل يک واحد فاعله ... براى تشکيل جلسه و شورا ... تشکيل چينه تشکيل کشورهاى متحد دادن تشکيل کوه تشکيل کيسه تشکيل کيسه در بدن تشکيل کيسه يا تاول تشکيل اتحاديه دادن تشکيل از روپوست تشکيل استخوان تشکيل استخوان جديد تشکيل الياف تشکيل باشگاه يا انجمن دادن تشکيل بافت لنفى تشکيل تاژک واژه هاى شامل تشکيل ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}