@تشکيل@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشکيل تشکيل جفت تشکيل جلسه دادن تشکيل حفره تشکيل حلقه تشکيل خاک گياه دار تشکيل خاک خاکسترى يا سفيد تشکيل خاک رس تشکيل خون تشکيل دادن تشکيل دايره کوچک دادن تشکيل دهنده تشکيل دهنده اتحاديه تشکيل دهنده ى اسيد تشکيل رشته تشکيل ستون فقرات تشکيل شده تشکيل شده از چهار رشته تشکيل شده به وسيله ... تشکيل شده به وسيله نفس خود تشکيل شده در کوهپايه تشکيل شده در اثر حرارت تشکيل شده در اثر فعاليت ... تشکيل شده يا ايجاد ... تشکيل شده يا متبلور ... تشکيل طبقات زمين واژه هاى شامل تشکيل ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4