@تشکيل@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشکيل ... به دور خود تشکيل مى گردد ... سنگ خاصى تشکيل شده باشد طرز تشکيل ... هم چسبانده تشکيل شده باشد عقيده از قبل تشکيل شده ... ريز ساده تشکيل شده است ... آب شيرين تشکيل چيزى به ... قبلا تشکيل دادن ... مهره داران را تشکيل مى دهد قشر تشکيل دادن ... چهار واحد تشکيل شده باشد ... نشاسته اى را تشکيل مى دهد مخالف تشکيل يا اتحاديه ... مرحله تشکيل استخوان مرحله تشکيل و تحقق ... مواد ازتى تشکيل مى گردد نيم دايره تشکيل دادن ... گياهى را تشکيل مى دهند واژه هاى شامل تشکيل ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4