@تشکيل@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تشکيل ... به دور خود تشکيل مى گردد ... سنگ خاصى تشکيل شده باشد طرز تشکيل ... هم چسبانده تشکيل شده باشد عقيده از قبل تشکيل شده ... ريز ساده تشکيل شده است ... آب شيرين تشکيل چيزى به ... قبلا تشکيل دادن ... مهره داران را تشکيل مى دهد قشر تشکيل دادن ... چهار واحد تشکيل شده باشد ... نشاسته اى را تشکيل مى دهد مخالف تشکيل يا اتحاديه ... مرحله تشکيل استخوان مرحله تشکيل و تحقق ... مواد ازتى تشکيل مى گردد نيم دايره تشکيل دادن ... گياهى را تشکيل مى دهند واژه هاى شامل تشکيل ـ (93) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}