@تصادفى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تصادفى پردازش تصادفى کاوش تصادفى آشنايى تصادفى با دست يابى تصادفى به صورت آمار تصادفى نشان دادن ... اتفاقى يا تصادفى در آوردن بيان ضمنى و تصادفى تصادفى کردن تصادفى روى دادن حذف تصادفى خطاى تصادفى درج تصادفى دستيابى تصادفى دستيابى تقريبا تصادفى شبه تصادفى ضربت تصادفى عدد تصادفى عدد شبه تصادفى فکر تصادفى ملاقات تصادفى مولد عدد تصادفى