@تصميم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تصميم آزادى در تصميم بدون تصميم قضايى بى تصميم بى تصميم بودن تصميم پذير تصميم پذيرى تصميم پيش خود تصميم گرفتن تصميم گرفتنى تصميم گيرنده تصميم گيرى تصميم جدى تصميم داشتن تصميم مشترک تصميم مقتدرانه تصميم منطقى تصميم نگرفته تصميم ناپذير جعبه تصميم ضوابط تصميم گيرى قبلا تصميم گرفتن قدرت اتخاذ تصميم