@تعداد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تعداد ... زياد و داراى تعداد زياد و متعدد ... کشتى داراى تعداد معينى ظرفيت افزايش تعداد گلبول هاى سفيد خون با تعداد زيادتر تفوق يافتن بر تعداد گالنى که ظرفى گنجايش دارد تعداد کارگر تعداد کم تعداد آراء اخذ آراء تعداد اتم هاى يک مولکول تعداد اشخاص مورد استفاده تعداد تلفات جنگى تعداد خيلى زياد تعداد زايش و مواليد جديد تعداد زياد تعداد مردم تعداد مواليد تقليل تعداد کروموسوم ها ... ... کروموسومهايى چند برابر تعداد اصلى داراى تعداد زيادى ماهى قزل آلا ... که در باره تعداد و گروه هاى ... شمارش تعداد گويچه هاى ... ... يک با تعداد صفرهاى بتوان ... ... که داراى تعداد کروموسم هايى ... ميزان شدت نور برحسب تعداد شمع ... و داراى تعداد مساوى اتم ... واژه هاى شامل تعداد ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}