@تعديل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تعديل آلت تعديل آلت تعديل گرما بعد تعديل پذير ... وسيله آلت تعديل گرما کنترل ... تعديل پذير تعديل کردن تعديل کننده تعديل تناوب يا بسامد موج حامل تعديل نشانى تعديل و تنظيم غلط جرح و تعديل کردن جرح و تعديل کننده جرح و تعديل شده دستگاه تعديل گرما دوباره تعديل طرفدار توزيع و تعديل ثروت قابل اصلاح و تعديل قابل جرح و تعديل ... شکسته و آن را تعديل کند نيم تعديل کردن وابسته به تعديل هزينه