@تعصب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تعصب بى تعصب تعصب در وطن پرستى تعصب دراثبات عقيده خود تعصب سخت مذهبى تعصب شديد تعصب مذهبى تعصب مذهبى نشان دادن داراى تعصب قبيله اى ... حساسيت و تعصب نسبت بطبقه ... عارى از تعصب عقايد تعصب آميز عمل تعصب آميز ميهن پرستى از روى تعصب وطن پرستى با تعصب