@تعليم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تعليم کلاس تعليم فنون مسابقه تعليم پذير تعليم از راه گوش دادن تعليم بردار تعليم دادن تعليم دادن از راه پرسش تعليم سرخانه تعليم نگرفته تعليم نا پذير تعليم نا پذيرى تعليم نيافته تعليم و آموزش از راه ... تعليم و تربيت تعليم و دستور مذهبى دانشجوى تعليم و تربيت ... دعايى که عيسى تعليم داده ... قسمتى از تعليم و تربيت ... شيوه تعليم و فلسفه مذهبى ... فن تعليم قابل تعليم قبلا تعليم دادن وابسته به تعليم و تربيت وسايل تعليم و اثبات دروس کلاسى