@تعميد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تعميد آئين تعميد مسيحيان آئين غسل تعميد و نامگذارى به وسيله تعميد نامگذارى کردن تعميد دادن تعميد دهنده جاى تعميد حوض غسل تعميد دهنده ى غسل تعميد ... که در موقع تعميد به پسر خواندگى ... غسل تعميد غسل تعميد به وسيله آب پاشى فرقه اى از مسيحيان مخالف تعميد مراسم تعميد و نامگذارى بچه وابسته به حوض غسل تعميد وابسته به غسل تعميد