@تغذيه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تغذيه ... از حشرات تغذيه مى کنند گرفتار سوء تغذيه بد تغذيه شده تغذيه کردن تغذيه کردن از تغذيه کننده از گوشت انسان تغذيه کننده از گياهان سبز تغذيه کننده از گياهان ... تغذيه کننده از کرم تغذيه کننده از جانور ... تغذيه کننده از خون تغذيه کننده از روى تغذيه کننده از زنبور عسل تغذيه کننده از شکار تغذيه کننده از شهد گل تغذيه کننده از مازو تغذيه کننده از ماهى تغذيه کننده از مواد ... تغذيه کننده از مواد ... تغذيه کننده از مورچه تغذيه کننده بر گياهان ... تغذيه از باکترى تغذيه اى تغذيه شده با گل تغذيه معيوب يا ناقص واژه هاى شامل تغذيه ـ (41) : 1 , 2