@تغذيه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تغذيه ... از حشرات تغذيه مى کنند گرفتار سوء تغذيه بد تغذيه شده تغذيه کردن تغذيه کردن از تغذيه کننده از گوشت انسان تغذيه کننده از گياهان سبز تغذيه کننده از گياهان ... تغذيه کننده از کرم تغذيه کننده از جانور ... تغذيه کننده از خون تغذيه کننده از روى تغذيه کننده از زنبور عسل تغذيه کننده از شکار تغذيه کننده از شهد گل تغذيه کننده از مازو تغذيه کننده از ماهى تغذيه کننده از مواد ... تغذيه کننده از مواد ... تغذيه کننده از مورچه تغذيه کننده بر گياهان ... تغذيه از باکترى تغذيه اى تغذيه شده با گل تغذيه معيوب يا ناقص واژه هاى شامل تغذيه ـ (41) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}