@تغيير@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تغيير کسى که تغيير مسلک بدهد ... فلز هنگام تغيير و تبديل ... آلت تغيير دهنده جهت برق استعداد تغيير و تبديل ... بيگانه بدون تغيير شکل آن اصل تغيير نکردنى ... بلورها به وسيله تغيير حرارت بتدريج تغيير يافتن ... غير محسوس تغيير رنگ دادن به طور تغيير پذير بى تغيير ... سرمايه شرکتى را تغيير دادن تغيير پذير تغيير پذير بودن تغيير پذيرى تغيير پست دادن تغيير کردن تغيير کننده تغيير کيش تغيير از يک حالت بحالت ديگر تغيير جهت تغيير جهت کشتى تغيير جهت حرکت ارتش تغيير جهت دادن تغيير جهت محور جسم گردند واژه هاى شامل تغيير ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}