@تغييرات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تغييرات ... توسط دستگاه ثبت تغييرات ... در مقابل تغييرات حرارت تغييرات پى درپى تغييرات اساسى دادن تغييرات سازمانى دادن تغييرات سطح زمين در ... تغييرات قهقهرايى در سلول تغييرات متوالى هسته ... تغييرات و اصلاحاتى دادن در ثبت تغييرات نيروى اشعه ى خورشيد حساب تغييرات داراى تغييرات مسلسل از ... ... نسبت به تغييرات عوامل محيط دستگاهى که تغييرات نيروى اشعه ... ... باقيمانده در تغييرات طولى و ... ... ترکيب و تغييرات شيميايى پوسته ... ... خود و تغييرات حاصله در ... ... هوا و تغييرات حاصله در ... مربوط به تغييرات سطح دريا ... ... در مقابل تغييرات شديد درجه ... موشک اکتشاف تغييرات جوى ناشى از تغييرات ارضى ... سنجى که تغييرات کوچک و ... وابسته به تغييرات بافتى مغز وابسته به تغييرات شيميايى زمين واژه هاى شامل تغييرات ـ (26) : 1 , 2