@تفاله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تفاله به صورت تفاله درآوردن تبديل به تفاله کردن تفاله گرفتن از تفاله گوشت يا سيب تفاله گيرى تفاله حبوبات تفاله دار تفاله سازى تفاله سيب تفاله شيشه درکوره قالگرى تفاله مانده تفاله معدنى تفاله ميوه جات تفاله نيشکر مضايقه تفاله کردن