چپ

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم ویژگی سمتی که وقتی رو به شمال می‌ایستیم، در غرب واقع می‌شود، مقابل راست.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary backhanded ; left ; squint واژه هاى شامل چپ ـ (47)
  3. اسم چشمی که انحراف دارد، لوچ، دوبین، احول، کج، ناراست. طرف چپ، سمت چپ. واژگون، کسی که با دست چپ کار می‌کند.
  4. اسم اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام‌های سیاسی خود خواستار دگرگونی‌ها و تحولات انقلابی و تند می‌باشند.
  5. اسم واژگون، واژگون شدن اتومبیل، چپ کردن ماشین.
  6. اسم کسی که با دست چپ کار می‌کند، چپ دست.
  7. اسم چِپَ: در گویش گنابادی به معنای برعکس و برخلافِ هم میباشد.
  8. اسم چپ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}