@تفنگ@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تفنگ تفنگ سر پرچخماقى قديمى تفنگ شکارى تفنگ ساچمه اى تفنگ فتيله اى تفنگ قديمى تفنگ لوله کوتاه تفنگ لوله کوتاه سبک تفنگ نورى تفنگ ها تفنگ يا توپ صحرايى تفنگ يا سلاحى را پر کردن تفنگ ياتوپ را آتش کردن ته تفنگ ته قنداق تفنگ جنگ با تفنگ يا تپانچه خان تفنگ خان درون لوله تفنگ دبه مخصوص باروت تفنگ ساچمه يا خرج تفنگ سرباز حامل تفنگ کارابين کوتاه سربازى که تفنگ چخماقى داشت سرلوله هفت تير يا تفنگ سنگ چخماق تفنگ سنبه تفنگ يا توپ شکار با تفنگ صفيرگلوله تفنگ واژه هاى شامل تفنگ ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}