@تقاضا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقاضا چيز مورد تقاضا بدون تقاضا چيزى را مطرح کردن به اصرار تقاضا کردن تقاضا کردن تقاضا کننده تقاضا ثبت کننده عرضه بيش از تقاضا قابل تقاضا مصرانه تقاضا کردن