@تقريبا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقريبا تقريبا کور تقريبا برابر تقريبا بيضى تقريبا مربع تقريبا نصف دستيابى تقريبا تصادفى ... آورد و تقريبا عريان مى ... ... مرجانى که تقريبا موازى ساحل ... ... دارى که تقريبا هيچ درختى ... ورم تقريبا شديد