@تقسيم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقسيم پرگار تقسيم ... رودخانه که موجب تقسيم آب گردد آخرين مرحله تقسيم غير مستقيم ... اعتقاد به تفکيک و تقسيم بخش يا تقسيم بزرگ بدون تقسيم بندى بقسمت هاى جزء تقسيم کردن بنواحى متعدد تقسيم کردن به چهار قسمت مساوى تقسيم کردن ... هاى جدا جدا تقسيم کردن به اجزاء تقسيم شدن به اجزاء ريز تقسيم کردن به اجزاء فرعى تقسيم بندى کردن به استان تقسيم کردن به بخش تقسيم کردن به بخش هاى مختلف تقسيم کردن به دو بخش تقسيم کردن به دو قسمت مساوى تقسيم کردن به سه بخش تقسيم کردن به سه بخش تقسيم شده به سه بخش مساوى تقسيم کردن به سه شاخه تقسيم شدن به سه قسمت تقسيم کردن به طور غير عادلانه تقسيم کردن به قسمت هاى کوچک تقسيم کردن واژه هاى شامل تقسيم ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}