@تقسيم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقسيم به قسمت هاى مجزا تقسيم نمودن به قطعات تقسيم کردن به قطعات مستطيل تقسيم کردن به نسبت تقسيم کردن ... دو قسمت مساوى تقسيم شده تقسيم پول يا غذا در فواصل معين تقسيم پولى بين اشخاص ذى نفع تقسيم چيزى بچهار بخش تقسيم کاهشى تقسيم کردن تقسيم کشور بنواحى تقسيم کننده تقسيم کننده بخش کننده تقسيم کننده به اجزاء فرعى تقسيم با قرعه تقسيم بالمناصفه تقسيم بدرجات جزء تقسيم برحسب طبقه تقسيم بندى کردن تقسيم به چند قسمت يا قطعه تقسيم به اختصار تقسيم به بخش هاى جزء کردن تقسيم به جزء کردن تقسيم به دو بخش تقسيم به دو شاخه واژه هاى شامل تقسيم ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}