@تقسيم@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقسيم تقسيم ناحيه اى به ... تقسيم هسته سلول به ... تقسيم وجود انسان به سه قسمت ... ها درنتيجه تقسيم به دو ... ... به وسيله تقسيم سلولى يا ... ... وسيله شکاف يا تقسيم سلولى درجه يا تقسيم بندى فرعى رشد توام با عدم تقسيم ياخته ... حاصله از تقسيم سلول منى ... ... در اثر تقسيم سلولى نامساوى ... سلولى که تقسيم شده و از ... سيستم تقسيم مناسب دولتى ... صفحه تقسيم برق طرفدارى از تقسيم اراضى بتساوى ... غير قابل تقسيم غير قابل تقسيم بودن غير قابل تقسيم بودن اعداد ... قابل تقسيم قابل تقسيم به چند بخش قابل شکستن و تقسيم قابليت تقسيم مبحث شناسايى و تقسيم بندى امراض مربوط به تقسيم بندى بزرگ ... مرحله اوليه تقسيم سلولى مرحله تقسيم سلولى واژه هاى شامل تقسيم ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}