@تقليد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقليد ... مخالف خود تقليد مى کند اهل تقليد به تقليد صدغا درست شده تکرار و تقليد سخنان ديگران ... تقليد کردن تقليد کردن از تقليد ادبى يا صنعتى ... تقليد از روش و طرز ... تقليد در آوردن تقليد شده تقليد صداى پرنده تقليد مسخره آميز کردن تقليد هنر از واقعيات تقليد و ادا و اصول تقليد و جعل کردن تقليد و هجو کردن شايان تقليد غير قابل تقليد قابل تقليد نقشى که به تقليد آن درست کنند ... يا شعرى که تقليد از سبک ديگرى ... ... جنون براى تقليد از رسم ... وابسته به تقليد وابسته به تقليد کورکورانه
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}