@تقويم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه تقويم اشتباها تقويم کردن بناحق تقويم کردن تقويم کردن تقويم کننده تقويم ساليانه تقويم مسيحى تقويم نجومى تقويم يا گاهنامه گريگورى تقويم يا ارزيابى کمتر ... دفتر مميزى و تقويم و ثبت اراضى ... قابل ارزيابى يا تقويم قابل تقويم مطابق تقويم هجرى نهمين ماه تقويم مسيحى